تاسیس وتحول سازمانهای جدید(مدیریت)برنامه وبودجه(ونظارت)درایران(2)

 

احمد قوام ، نخست وزیر 1326

برنامه ریزی ، طبق اسناد موجود ، از زمان کوروش در ایران وجود داشته است...اسلام حتی انجام فرائضش بر اساس یک برنامه زمانی - مکانی - موضوعی است . حدود دویست سال قبل حاج میرزا آغاسی در دولت خود برنامه ی مبتنی بر عمران و آنهم نیز مبتنی بر حفر قنات داشته است . اقدامات مترقیانه امیر کبیر نیز عملا" مطابق یک برنامه ی از پیش اندیشیده شده است . از زمان مشروطه برنامه را متکی بر برنامه های بخشی - عملیاتی ، بیشتر پروگرام می خوانده اند ؛ و شهید مدرس یکی از سزسخت ترین طرفداران وجود برنامه ریزی در ایران بوده است . آنچه که از آن زمان تا 1327صدر اعظم ها یا نخست وزیران به مجلس ، به خصوص زمان تصویب بودجه سالانه ، ارائه می داده اند یک برنامه ، گرچه ابتدائی و به اصطلاح کمتر علمی و خارج از فنون برنامه ریزی ، بوده است .
پس از جنگ جهانی دوم :
در ایرانی که از چند دهه قبل از آن ، به ویژه در ارتباط با جهان پیشرفته ی علمی و فنٌی ( صنعتی ) از بیخبری محض بیرون آمده بود ، زبان ارتباط با جهان پیشرفته را آموخته بود و ضرورت بهره گیری از تجارب سایرین در علوم و فنون را به منظور بیرون آمدن از یک دور و تسلسل باطل در فقر و فاقه و رسیدن به حد حفظ شئون ملٌی و عزٌت و سربلندی ایرانی را دریافته بود ، و به تاسی از کشورهائی دارای مسائل مشابه امٌا در هرحال پیشرفته تر ، نیز برنامه ریزی ؛ تشبث به علوم و فنون مدیریتی پیشرفته ، و داشتن یک حساب و کتاب جامع تر و قاطع تر ، طی سالهای 1325 و 1326 به شدٌت مطرح بود ؛ به ویژه که مردم به سپردن امور و بیت المال بدست دیکتاتور جدید مملکت ( محمد رضا ) که مسلما" آرزوی قبضه کردن تمام امور را به عنوان « عقل کل » در سر می پرورانید  و سوئ استفاده ها و حتی اشتباهات سهوی یکنفر ، چون رضاخان ، در مدیریت تمام امور ، و به طور کلی نقض حاکمیت مردم و خرد جمعی بیم داشتند . مسائل اقتصادی - اجتماعی - فرهنگی ایران نیز طبیعتا" مشابه مسائل  کشورهایی چون آلمان و انگلستان و فرانسه و هندوستان بود که روش برنامه ریزی آزادانه تری نسبت به برنامه ریزی درروسیه و امثالهم  را پیش گرفته بودند  :    
در سال 1318 خورشیدی :
- صادرات 803 میلیون ریال که در مقابل آن واردات بیش از 612 میلیون ریال نبوده است ؛ که این فزونی صادرات بر واردات مجموعا" رضایتبخش مینموده است ؛ امٌا در سال 1327 خورشیدی :
- صادرات 1802 میلیون ریال
- واردات 4218 میلیون ریال
همین چهار رقم و مقایسه ی آنان با یکدیگر کویای وضعیت اسفبار کشور در میانه ی دهه 1330 است .
 نیاز های کشور در برون رفت از این بحران خطرناکی که حتی استقلال سیاسی کشور را به شدت به خطر انداخته بودند  مشخص بود :
- کاهش بیکاری با افزایش اشتغال
- افزایش امکانات بهداشت و در مان و آموزش و پرورش در ساختار نیروی انسانی شاغل و عموم مردم ، و نیز
- افزایش قدرت خرید عمومی  توسط
- افزایش تولیدات داخلی از راه :
- صنعتی سازی تولید ؛ به منظور افزایش قدرت خرید مردم ؛ و نهایتا"
- افزایش صادرات به منظور لااقل موازنه بین صادرات و واردات کالاهای سرمایه ای و رفاهی ضروری...
...که اینهمه بنا به تجربیات سالهائی مدید در تمام جهان جز از راه برنامه ریزی امکانپذیر نبود و حال که برنامه های کلان ، کشوری در دنیا سبب پیشزفت بیش از پیش دولت های پیشرفته علمی و فنٌی ( صنعتی ) می شدند کوچکترین دلیلی علمی و منطقی وجود نداشت که از آن تجربیات گرانبها در راه توسعه و تعالی کشور و بهبود معیشت ایرانیان استفاده نشود مگر :
- قدرت استعمار پیر که با توسعه کشور کمتر می توانست به بازار تولیدات خام آن به قیمت ارزان مسلط بوده به صادرات روز افزون و فروش کالاهای صنعتی خود در آن کشور بپردازد .
- دیکتاتور کشور که وجود برنامه و باصطلاح « حساب و کتاب » در کار مملکت را مخالف قدرت یگانه و فراگیر خود می دید ؛ لیکن هنوز بر اوضاع کشور مسلط نبود که بتواند به صورتی مستقیم یا غیر مستقیم و توسط عوامل خود و آنهم در برابر بزرگانی چون طرفداران مدرس ، آیت الله کاشانی ، قوام و مصدق از برنامه ریزی جلوگیری کند ...
استعمار پیر نیز سعی داشت که با نفوذ بین برنامه ریزان و حتی گماشتن عوامل خود در راس برنامه ریزی ایران از نرخ کاهش منافع خود در این کشور بکاهد .

/ 0 نظر / 43 بازدید