آسیب شناسی برنامه ریزی در ایران (2)

 

  این سینما آزادی است یا ساختمان آزادی؟

13 – فرهنگ گریزی و پیامد های آن : مدیران یرنامه ریزی ، غالبا" تحصیلکرده انگلستان و آمریکه ، نه تنها به قدر کافی با فرهنگ ایرانی آشنایی نداشتند ، بلکه عملا" به آن بی اعتقاد بوده با نوعی خود بینی خودرا برتر از هموطنانشان می دانستند که این تفرعن سبب تضعیف رابطه بین برنامه ریزان کشور و جامعه مورد برنامه گردیده چه در برنامه ریزی و چه در برنامه گذاری پیامدهایی نامطلوب می گذاشت .

چنین برنامه ریزانی معمولا" ، و به نام روشنفکری ، غربگرایانه به زیرساخت هایی کالبدی چون سینما ، تاتر ، دانسینگ ، و... می اندیشیدند ؛ حال آنکه نه تنها شاید بیش از نیمی از مردم با ایجاد چنین تاسیساتی مخالف بودند ، بلکه این تاسیسات تفریحی و تفننی را سبب این می دانستند که :

-         به تاسیسات اساسی و حیاتی کمتر توجه شود

-         رسیدگی به مناطق محروم ، شهرهای متوسط و روستاها که به کلٌی با چنین فرهنگی بیگانه بودند و تقاضای آن را نداشتند ، باز بهم بیشترکاهش یابد .

زیر ساخت های کالبدی – فرهنگی غربگرایانه به نحو چشمگیری به صورت سمبل هایی از عدم عدالت اجتماعی بین اقشار غربگرا و بیشتر ثروتمند کشور با اقشار اکثرا" روستایی و شهرستانی سنٌت گرا و فقیر در آمده بر بدبینی اکثریت مردمان مناطق کشور نسبت به اقدامات عمرانی دولت می افزودند .

14 – برگزیدگان و به طورکلی افراد و آحاد جامعه به جای انتقاد سازنده ، و در جهت حکٌ اصلاح و تصحیح و تکمیل امور، به بزرگنمایی اشتباهات دیگران و یکدیگر می پرداختند و به این صورت در عالم رقابت به جای تقویت مشخصات و ممیزات خود به تحقیر دیگران می پرداختند ؛ و در این راه ، غالبا" ، از هیچگونه توهین و تهمتی فروگذاری نمی کردند .

15 – دروغگویی ، دودوزه بازی و به طورکلٌی دورویی مدیران برنامه ریزی که هویت و شخصیٌت حقیقی آنان را پنهان می داشت سبب می شد که درپی آن سایر امور نیز حقیقی نباشند و به این ترتیب چون برنامه در اجرا از حقیقت خود فاصله می گرفت این استبعاد از برنامه حقیقی در برنامه ریزی بعدی از همان مرحله برنامه ریزی شروع می شد ، و شتاب می گرفت .

 

 

 

/ 0 نظر / 86 بازدید