آمایش تاسیسات صنعتی - اداری - 1

آمایش تأسیسات صنعتی ـ اداری

 

آمایش تأسیسات صنعتی «مجموعه‌ اقداماتی است که به منظور تعیین تجهیزات تولید کالاها یا خدمات، مستقر کردن آنها در مکان یا در فضایی که برای آنها و برای پست‌های کار در نظر گرفته شده است، و نیز آزمایشات مربوطه و راه‌اندازی تجهیزات مزبور صورت می‌گیرد.»[1]

این بحث که بخشی از آن در معماری صنعتی به عنوان مهندسی فضای داخلی اداره و کارخانه نیز مطرح شده است اصولاً به توزیع فضایی نیروی کار به تناسب محل استقرار تأسیسات (مقرّ) از یک طرف و موقعیت آن نسبت به سایر تأسیسات و نیروها می‌پردازد.

مقرّ یا مکان به مفهوم نشستنگاه زمینی تأسیسات صنعتی یاخدماتی ،‌ پست‌های کار و محل فعالیت کارمندان و کارگران است که با مطالعات قبلی مکانیابی تعیین می‌شود: استراتژیی از تفکّر، اقدام، پیش‌بینی و پیشگیری به این می‌انجامد که به عنوان رعایت بهداشت حرفه‌ای و تأمین امنیت کارمندان و کارگران (و طبیعتاً حفظ و حراست از کل سرمایه) اداره یا کارخانه در زمینی سست یا زلزله خیز یا در محلی که تحت تأثیر حشرات خطرناک بومی قرار دارند، و... بنا نشود.

موقع در ارتباط با نظامی از روابط است که کارگر با سایر عناصر برقرار می‌کند و به خصوص از نظر دوری یا نزدیکی می‌توانند حاوی بحث رفاه یا بهره‌وری نیروی کار باشند. به عنوان مثال هرچه محل مواد اولیه به محل استقرار نیروی کار نزدیک‌تر باشد، کار سریع‌تر، بیشتر، و نهایتاً با محصول و سودی فزون‌تر صورت می‌گیرد. اما آیا نزدیکی کارگر به محل تصاعد گازهایی سمّی یا به طور کلی متأثر از ضایعات نیز به صرفه است؟ و به فرض به صرفه‌بودن، بهداشتی است؟ و در صورت غیربهداشتی ـ غیرامنیتی بودن نهایتاً و در دراز مدت، غیراقتصادی نخواهد بود؟

موقع و مناسبات بین موقعیت‌ها بحث اساسی موضوعاتی آمایشی را تشکیل می‌دهند (که متأسفانه پس از ده‌ها سال هنوز در ایران به حد کافی درک نشده‌اند). به علاوه، صحیح است که مقرّ و موقع به لحاظ دیالکتیکی به یکدیگر وابسته‌اند؛ ولی مسئله عبارت از وجود و مفهوم در عین حال متمایز و مکمل است که در مطالعات ایرانی به صورت کاملاً مغشوشی مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

هر تأسیسات صنعتی، یا آن طور که در ایران شهره شده است، هر کارخانه‌ای، می‌تواند به سازمانی اداری که دارای وظایفی مشخص است تشبیه شود (نمودار سازمانی). وظیفه اولی در بین این وظایف، تولید ـ بازدهی و بهره‌وری است: یعنی در وقع کسب حداکثر سود. اما طبیعتاً وظیفه‌ای اجتماعی هم به آن اضافه می‌شود که شامل اشتغال (قدرت خرید) و بنابراین موضوعاتی نظیر بهداشت حرفه‌ای و تأمین اجتماعی می‌باشد. به این ترتیب آمایش تأسیاست صنعتی، به صورت کلی خود، شامل اقداماتی است که به ترتیب عبارت‌اند از:

- تعیین اهداف مورد نظر

- انتخاب روش تولید

- تعیین مقرّ اختصاص داده شده به هر یک از تجهیزات و کارکنان

- قبول برنامه‌ای عملیاتی

 

تعیین اهداف

هدف اصلی هر اداره، مؤسسه یا بنگاه اقتصادی چیزی جز خدمت ، تولید یا سود نیست. بنابراین هدف آن به صورت کمیت، کیفیت، قیمت تمام شده و میزان سود مورد انتظار محصولات تولیدی تعریف می‌شود. اما هیچ مؤسسه صنعتی ـ‌ تجاری ـ اداری نیست که علاوه بر هدف اصلی، دارای یک یا چند هدف فرعی نباشد.[2]

یکی از این اهداف فرعی، قاعدتاً «بهداشت حرفه‌ای و تأمین سلامت » است که در کشورهای پیشرفته صنعتی حتی از همان لحظة صدور «موافقت‌نامه» مورد توجه قرار گیرد. از زمانی که ابراهام.اچ. مازلو تأمین «نیازهای جسمی بنیادی» و «ایمنی و امنیت» را جزو بزرگ‌ترین اهداف فرعی کارفرمایان شناخته است،[3] تا به امروز، مطالعاتی که در این خصوص انجام گرفته‌اند متعدد و در دستورالعمل‌هایی که از سوی مراجعی چون وزارت صنایع و وزارت کار به کارفرمایان ارائه می‌شوند خلاصه‌ شده‌اند.

/ 0 نظر / 18 بازدید