آسیب شناسی برنامه ریزی در ایران (6)

 

نا شایست سالاری در مدیریًت های تخصصی

 

20 - نبود شایسته سالاری : بزگترین مسئله در برنامه ریزی و برنامه گزاری ایران مسئله شایسته سالاری بود ؛ چرا که مدیران ، حتی در پایین ترین رده های تخصصی ، بنا به تحصیلات ، تجربه و تخصص انتخاب نمی شدند تا بتوانند از تعهٌد خود نسبت به ملٌت برآیند ؛ و چه بسا خوشنامانه وجهه ای واقعا" مطلوب سیاسی بیابند ؛ بلکه برعکس ، غالبا"به دلایلی سیاسی انتخاب می شدند : چون از خانواده هایی سیاسی ( هزار فامیل ) بودن ، متملق بودن ، رشوه پرداز بودن ، « کار چاق کن بودن » ، و...

چنین افرادی سیاسی یا از حوزه سیاسی ، به مدیریت برنامه ریزی ها و امور عمرانی کشور انتخاب می شدند تا به فرض احساس کمترین تعهد ( که اگر دارنده آن بودند هرگز پست و مقامی را که در آن تخصص ندارند نمی پذیرفتند ) در آن مقام ، به تجربه بپردازند ؛ و لابد رموز کار را از زیردستان متخصص و لایق امٌا مظلوم خود بیاموزند .

از آنجا که برنامه ، و بعدا" برنامه و بودجه ، و نهایتا" سازمان برنامه و بودجه به صورت هسته ی اصلی امور کشور تلقٌی می شد صاحبان شهوت پول و پست اداری برای یافتن مقامی در آن به هر قیمت ، تلاش می کردند ؛ تا حتی با خیانت « ندانم کاری » به جای خدمت به ملٍت ایران ... ؛ آن پست را نردبان پست های بالا و بالاتر و سیاسی خود ساخته باشند .

این رذالت اخلاقی که حتی نزد عوام بسیار کم سواد تر جامعه ی آن روز ایران حسٌ می شد به فرصت طلبی « بلد بودن » زرنگی و امثال آنها تعبیر می شد ؛ و چنین مدیرانی را در مقابل مردمی قرار می داد که در بیان احساسات خود فوق العاده سیاستمداراند و همین سیاستمداری ، پنهانکاری ، وتملق گویی های طبقات پایین تر مزید بر علٌت شده سبب این می شد که مدیری نالایق و نا مقبول نزد مردم ، خود را کاملا" لایق و کاملا" مطلوب و محبوب نزد مردم حسٌ کرده به نوعی خود باوری کاذب برسد و به اصطلاح آنچنان را آنچنان تر کند .

در چنین شرایطی که به قول مک لئود « هرگونه تمایز مفهومی بین سیاست و مدیریت دولتی نا ممکن می شد » سلامت اداری و از آنجا سلامت جامعه مربوطه که ملٌت ایران باشد تا حدود بسیار زیادی زایل می گردید و در امر توسعه کشور در موارد بسیار زیادی نتیجه معکوس حاصل می آمد .      

 

 

 

/ 0 نظر / 5 بازدید