آسیب شناسی

26 – خوان یغمای دولت :سازمان برنامه بهصورت بارز یا پنهان ، و آگاهانه یا نا آگاهانه ، برای بیشتر کسانی که در آن کار می کردند یک خوان یغما محسوب می شد که وارد آن شده اند تا هرچقدر می توانند به دست آورند . آنچه که مدیر می طلبد ( که اکثرا" هم نمی طلبید ! ) کار نیست و در واقه « بیگاری » است . دولت وظیفه دارد حاجات کارمندانش را بر آورده سازد و به هرکس پرتوقٌع تر و حریص تر و در عین حال پارتی دارتر و چاپلوس تر و با نفوذتر بود مبلغ بیشتری بپردازد .

دولت ، حقٌ گرفتن کار زیاد از کارمندان رلا ندارد ، چه رسد به این که به فکر منافع عمومی و بنابر این رشد ، توسعه و رفاه مردم کشور باشند . کارمندان ، کارشناسان و مدیران سازمان از بدو شروع تا پایان ساعات اداری فقط و فقط به فکر منافع شخصی خود بودند ؛ و این مسئله که در کجا ، در چه موقع ، چگونه می توان کسب درآمد بیشتری از دولت داشت .

جامعه اداری نیز کسی را تحسین می کرد که توانسته باشد با « زرنگی » منافع بیشتری از صندوق دولت کسب کرده باشد . اینگونه منافع هیچگاه « سوء استفاده » محسوب نمی شدند و کسب آنها « ارزش منفی » نبوده برعکس ، یک ارزش مثبت برای آنها بود.

به این ترتیب در عمل رقابتی بین کارمندان و مدیران برای خدمت به کشور و در واقع مردم وجود نداشت ؛ بلکه بیشتر رقابت در تحکیم وضع استخدامی خود ، گرفتن پست و مقام ، و استفاده از انواع و اقسام مزایای اداری ، و جنبی ( رشوه ) بود.

/ 0 نظر / 16 بازدید