آسیب شناسی...

27 - قانونگذاری مدیران اجرائی : هنوز پس از سالهای سال ، مدیریٌت سازمان برنامه و بودجه ، و از آنجا شاید مریریت تمام کشور ، بر اساس « خانخانی » و حدٌ اکثر « تیولداری » بود . بی جهت نبود که تقریبا" همه ی مدیران اجرائی ، و لابد سیاسی ، کشور طرفدار حکومت شاهنشاهی ، از هخامنشیان گرفته تا ترکان صفوی و لران زند ! بودند و سعی می کردند که خانخانی طول تاریخ ایران را به هر نحو توجیه و تکریم و تشویق و تکمیل کنند .

همین که یک نفر ، و در غالب موارد به نا حق ، مدیر یک بخش می شد ؛ انگار نه تنها آنجا را به تیول گرفته باشد ، بلکه مالکیٌت عمرائی یافته باشد و به قول مردم « آن پست مدیریتی را ارث پدر خود بداند » ، و چه بسا در ذهن خود ، چون در طول تاریخ ایران و از جمله در زمان حکومت قاجاریان که حتی پستی را پس از پدر به فرزند هشت – ده ساله وی می سپردند ، به خیا ل سپردن آن به فرزندش پس از خود برآید.

این مالکیٌت ، یا آنچنان که برخی ، به حق آن را « مدیریت عشایری » نامیده اند ؛ به نحوی بود که مثلا" به جای آنکه بگویند دفتر توسعه روستائی ، می گفتند « دفتر مهندس معتدل » ، بخش مهندس م... کارمند مهندس م ... !!! (1) .

رابطه « آقا و نوکر » ی هنوز هم وجود داشت . اصطلاح « نوکر دولت » همچنان رایج بود . منتهی در عمل هر کارمند و کارشناس و مدیر زیردستی تا حدودی « نوکر » فرادست خود محسوب می شد ؛ و مصداقی از اصطلاح مشهور « نوکر بادمجان » ! ؛ که غالبا" یک سلسله مراتب دیکتاتوری را ترسیم می کرد .

رابطه ی بین فرد زیردست یک رئیس یا مدیر اجرائی با رئیس با مدیر فرادست وی ، بدون دستور یا موافقت وی از محرٌمات محسوب می شد .

از اینجا مشخص است که استخدام و به کارگیری افراد ، تعیین میزان حقوق اولٌیه و تا حدودی میزان افزایش حقوق سالانه ( نه به دلیل ، بلکه به بهانه ی ارزیابی سالانه کار ) کارمندان تحت امر یک مدیر ف تا آنجا که قانون و به خصوص « تبصره » ها اجازه می دادند بنا به میل و اراده مدیر بود؛ و به طور کلٌی ، مگر در مواردی معدود ، در سایر موارد مدیر در حوزه مدیریت خود عملا" قانونگذاری می کرد ! .

مدیر ، اگر می توانست ، کارمند یا کارشناسی را که مطیع محض اوامر وی نبود تنبیه می کرد ؛ و این « اگر » به آن دلیل است که به ندرت کارمند یا کارشناسی وجود داشت که بدون پارتی و صرفا" بنا به شایستگی های خود به استخدام این سازمان در آمده باشد ... و اگر می خواست ، می توانست تا حدٌ ممکن فلان کارمند یا کارشناس خویش ، دوست ، همسایه ، همشهری ، پارتی دار ، چاپلوس ، متملق ، و رشوه پرداز ، و... خود را پاداش هائی متفاوت و گاه غیر قابل باور ، بدهد .

(1) کسی را مثال زدیم که اهل خانخانی و خودخواهی های بی حدٌ و حصر نبود .

/ 1 نظر / 24 بازدید
کریمی

سلام مایل به تبادل لینک با شما هستم در صورت تمایل مرا با نام درباره GIS لینک دهید اطلاع دهید با تشکر