Elizabeth II greets NASA GSFC employees, May 8, 2007 edit.jpg

حضیض عمران و آمایش در ایران ، چرا ؟

ابرقدرت های خارجی با شناخت مشخصٌه های اخلاقی و روحیٌات مردم ایران طی ده ها سال حضور استکباری خود در این کشور توانسته بودنددستگاه دولتی ایران شاهنشاهی را ، به صوری غیر مستقیم ، آلت دست خود قراردهند و آن را کانالیزه کنند .

یکی از بزرگترین مشخصه های مزبور ، اعتقاد بی چون و چرای ایرانیان به « نام » ها ، « عنوان » ها و « شهرت » ها بود ؛ و از این رو گروه های دانشگاهی هارواردی که خود تحصیلاتی مستقیم ، تجربه و تخصصی کافی در برنامه ریزی جامع را نداشتند مامور برنامه ریزی در ایران کرده بودند ؛ و حکومت غافل ایران ، یا تحت سلطه ی انگلستان ؟ شاید به امید دریافت کمک از دولت آمریکا ، که ترجیح می داد ایران فقیر را در دامان کمونیسم نبیند ، به این گروه میدان داده بود .

امٌا وقتی گروه دوٌم آمده از هاروارد در سال 1339 عملا" به ردٌ نتایج کار گروه اوٌل پرداخت ، و آمریکا به این دلیل و نیز به دلیل عدم اعتماد به صحٌت عمل مالی دولتمردان معمولا" سوء استفاده گر ایران از کمک به حکومت شاه خودداری ورزید طبل توخالی هارواردیان عیان شد : مطالعاتی صرفا" نظری ، غیر کمٌی ، از سوی گروهی با نام و عنوان جهانی امٌا در حقیقت امر غیر متخصص و بیشترخیالباف ! (1).

قبل از شروع برنامه سوٌم که نهایتا" هم بر اساس طرح کلٌی هارواردیان آغاز شد تعداد زیادی از متخصصان وطندوست ، سالم و ترقیخواه را مورد تصفیه و تضعیف قرارداده بودند ، جهت « ممکن » عمرانی برنامه را به جهتی تقریبا" « غیرممکن » بنام اقتصاد سوق داده بودند ، با حذف استقلال سازمان برنامه ، قبضه کردن مدیریت ها در آن ، و تحلیل بردن آن در دستگاه دولت ، آن را نیز به شدٌت آلوده و ناتوان ساخته بودند ؛ و انحرافاتی عدیده در منابع مالی کشور در سالی (1338) که تراز آن حتی با فروش نفت منفی بود توانی مالی برای اجرای برنامه باقی نگذاشته بود .

بنابر این در سال 1339 ، همان سال سفر ملکه انگلیس به ایران ، ظاهرا" اقتصاد و برنامه ای اقتصادی ، یا با محوریت و مدیریت اقتصادی ، را بهانه ای برای تضعیف برنامه های عمرانی کرده بودند ؛ حال آنکه علم اقتصاد هاروارد و تحصیلکردگان آمریکا و امثال آمریکا ، برخاسته از تجارب جامعه های غربی بود و با جامعه ایرانی تحت سلطه ی بازاریان (2) چندان مطابقتی نداشت . تغییر ساختار چنین جامعه ای نیز جز با یک دیکتاتوری محض از نوع روسی امکان پذیر نبود که آن نیز با عرق ایرانی و اسلامی و ممانعت ابر قدرت های غربی مواجه می شد  .

تنها نتیجه ی فعالیت مشاوران ( درجه ی چند ؟ ) هاروارد در ایران ، اقتصادگرایی سرمایه داری غربی بدون امکانات آن ، از سرمایه تا به خصوص « سرمایه اجتماعی » و مد کردن « علم الاقتصاد » در ایران بود (3) . در این تحریف ، مشخصٌه دیگری از مردم ایران که همراهی چشم و گوش بسته با جماعت ، و آن نیز با تعریف و تملقاتی بی پایه و اساس ، در راه سلامت سرخود و افزایش منافع شخصی و گروهی ، است مددکار اقتصادگرایان گردید (4) .

در سال 1340 که مملکت به اوج فقر ، با پادشاهی درمانده ، و مجلس و مدیرانی انگلوفیل رسیده بود نهایتا" آمریکاییان حاضر شدند که به شرط نخست وزیر شدن دکترعلی امینی که خود به حدٌ کافی ثروتمند و ظاهرا" غیر طامع  بود ، از فرانسه دکتری اقتصاد اخذکرده بود ، و تا حدود زیادی گوش به فرمان آنان داشت 35 میلیون دلار وام به ایران بدهند ؛ و به این ترتیب برنامه سوٌم که پس از آن همه مطالعه و مباحثه تهیٌه شده بود در چهارچوبی کلٌی به اجرا نهاده شود .

تاثیر سوء مدیریت ابتهاج و مشاهیر فاقد تخصص و غالبا" فاقد تعهد که عملا" از برنامه سوٌم مشاهده می شود شاید بزرگترین درس عبرت برنامه ریزی در سالهای قبل از انقلاب ایران بوده باشد . حال آنکه برنامه اوٌل و به خصوص برنامه دوم بدون اینهمه هیاهو و ادٌعاهای بی پایه و اساس اقتصادی نتایج عمرانی ( آمایشی ) قابل ملاحظه ای به بار آورده بودند :

راه آهن تهران مشهد در 1335سال * ساختمان سدٌ کرخه1336  * راه آهن تهران تبریز 1337 * سدٌ کرج 1340 *سدٌ منجیل 1341 * ...کارخانه اتوموبیل سازی ایران ناسیونال 1342 * و...قطب هایی اقتصادی

(1)   مک لئود، از گروه دوٌم هاروارد نتیجه کار نخستین برنامه ریزان ایران را ، به تمسخر ، چیزی شبیه یک « فهرست طرح های عمرانی » دانسته است . امٌا اگر آن به اصطلاح فهرست ، دستور العملی روشن و قابل اجرا بود برنامه تهیٌه شده توسط گروه هاروارد ، به اعتراف خودشان ، مبهم ، فرضی و کاملا" غیر قابل اجرا بود !!! .(مک لئود صص 25 و 22 ) .

(2)   که هیچگاه تحت شناخت لازم و نظارت و کنترل صحیح ایرانی نبوده است .

(3)   قریب به نیم قرن است که عدم کار آیی « علوم اقتصادی » غربی در جامعه ایرانی به اثبات رسیده است و با این وجود ....  به علاوه ، علم اقتصاد ابدا" به مفهوم فنٌ و روش برنامه ریزی نیست ؛ و به فرض ( محال ) کارآیی برنامه ریزی اقتصادی ، ، چنین برنامه ای شامل سایر جوانب برنامه چون رفاه اجتماعی و آمایش سرزمین و.... نهایتا" « برنامه جامع » نمی شود .

(4)   مک لئود ص 33 .