مخالفان عمران

یعنی تا حدودی همان :

 مخالفان آمایش در ایران

 

این عقیده که عمران یا زیربناسازی فیزیکی و کالبدی ، که قدم اوٌل آمایش سرزمین است ، با همه وضوح و سادگی خود سبب رشد و توسعه اقتصادی ، توسعه و رفاه اجتماعی ، تعالی فرهنگی و نهایتا" افزایش نرخ استقلال سیاسی یک کشور می شود از بدیهیات به شمار می رود؛ و شاید به همین دلیل هم هست که استعمارگران غربی سعی کرده اند مانع عمران مستعمرات خود ، که به استقلال شان می انجامیده است ، بشوند ؛ و برعکس ، با دادن مشاوره برنامه ای و برنامه هایی شیطنت آمیز فعالیت های عمرانی کشورهای عقب مانده را به جهت منافع خود سوق دهند ؛ یا لااقل تا حدٌ ممکن تضعیف کنند .

بهترین راه رسیدن به هدف برای کشورهای استعمار گر نیز قراردادن وابستگان خود در راس امور برنامه ریزی کشورهای عقب مانده و و ابسته بوده است .

ابوالحسن ابتهاج که در 11 شهریور 1333 به مدیرعاملی سازمان برنامه منصوب شد تربیت یافته صندوق بین الملل پول بود که آن نیز تحت تاثیر مستقیم اهداف استکباری انگلیس و آمریکا قرار داشت .

وی گفته بود سازمان برنامه و کارکنانش( بیشتر متشکٌل از نخبگان ، امٌا به همچنین ملٌی گرایان طرفدار مصدق و کاشانی ) از ننگ فساد ، سوء مدیریت ، عدم کارآیی ، کارکنان زائد و قوم و خویش بازی پاک خواهد شد » و از اظهارات دیگرش این بود که سازمان برنامه بدون کمک کارشناسان خارجی قادر به برنامه ریزی ثمر بخش نیست .

بنابر این در ایران هم همان روش بکار رفته در نیمه مستعمره پاکستان بکار گرفته شد و دست استعمارگر اصلی که انگلستان باشد از آستین آمریکا و آنهم دانشگاه هاروارد  در آمد! ... با دعوت از گروه هاروارد به ایران برای برنامه ریزی :

-         ابتهاج خود عملا" تحت حمایت مستقیم ابرقدرت ها قرار گرفت

-         کارشناسان مجرٌب و وطندوست سازمان را ، به هر تهمتی ، اخراج یا تضعیف و گوشه نشین کرد

-         با تهیٌه برنامه ای موهوم توسط هارواردیانی که کمترین تجربه ممکن نسبت به برنامه ریزان روسی – فرانسوی – هندی – و... ایرانی را نداشتند ( و اصولا" آمریکاییانی که به برنامه ریزی جامع برای ایران می پرداختند خود از کشوری آمده بودند که برنامه ریزی جامع نداشت ! و عملا" نسبت به آن بی اعتقاد بود! )

گروه اوٌل هاروارد که از 1337 به ایران آمده بود در فقدان نیروی انسانی متخصص بومی یا عدم بکارگیری آن ، نبود آمار و اطلاعات لازم برای برنامه ریزی ، و... بدون آنکه خود تجربه ای در امر برنامه ریزی جامع داشته باشد بنا بر فرضیاتی متعدد برنامه ای سراسر تخیٌلی تهیٌه دیده بود که می توانست ایران و ایرانی را برای ابد از هرچه برنامه ریزی است منصرف نماید ! به خصوص که هزینه ها نیز یک مسئله اساسی بودند ...

بی جهت نیست که تاس . اچ . مک لئود ، یکی از اعضاء گروه هاروارد در صفحه 22 کتاب خود آورده است : « هنگام ورود گروه دوٌم مشاوران به ایران ، ایرانیانی که همکاران آتی ما بودند ، به خارجی ها و نفوذ خارجی در امور روزمره خود بدبین تر شده بودند ...»

آنچه مسلٌم است ابوالحسن ابتهاج که تحت حمایت بوده است و در امور برنامه دیکتاتور منشانه عمل می کرده است به صورتی نا آگاهانه و چه بسا آگاهانه و به بهانه تقویت جوانب اقتصادی ، برنامه امور عمرانی کشور را تا حد ممکن تضعیف کرده است و به نظر ما نخستین یا یکی از نخستین مخالفان عمران و آمایش سرزمین در این کشور به شمار می رود ؛ و چنان که می بینیم از همان اواخر سال 1337 با برکناری وی گرایشاتی مجدد به سوی عمران ، توسعه اجتماعی ، و رسیدگی به امور شهرها و روستاها شروع می شود . 

   

ابوالحسن ابتهاج