آغازگر بحث آمایش سرزمین در ایران :

دکتر احسان نراقی ؟

دکتر احسان نراقی . ( استاد دانشگاه تهران ) . علوم اجتماعی و سیر تکوینی آن . تهران . انتشارات دانشگاه تهران (999) . 1344 ؛ کتابی است که حتی در سال 1343 در اختیار برخی از دانشپژوهان و دانشجویان علوم اجتماعی و اقتصادی بوده است ؛ و باب رسیدگی به جامعه ، جوانب اجتماعی برنامه های دولتی ، عدالت اجتماعی ، و به صورتی ضمنی کاهش شکاف بین پایتخت و سایر مناطق کشور، تا ... شکاف بین شهر و روستا را باز کرده است .

این امر ، در ایرانی که طی سالیانی دراز به صورتی استبدادی اداره شده بود ، و می شد ، با ابتکار دکتر نراقی مورد حمایت یونسکو قرار گرفته بود ؛ و دکتر نراقی در آن ضمن تجدد گرایی ، با کمک گرفتن از صاحبنظران مسلمان ایرانی و از آنجمله دکتر احمد فردید (1)، دلبستگی حقیقی و منطقی خود به اسلام را نشان می داد .

نراقی در تدریس بخش « جغرافیای انسانی » کتاب ، گرچه به صورتی بسیار موجز ، عقاید فریدریش راتزل ( جغرافیا دان نظریٌه پرداز و الهام دهنده به هیتلر ؟ ) را رد می کرد ؛ و با تایید نظرات ویدال دو لابلاش ، که به « اختیار » یا توانمندی انسان در تغییر مطلوب محیط طبیعی ( فضای جغرافیایی ) زندگی خود معتقد بود ، چون وی تاکید می کرد که مرزهای سیاسی و اداری نمی بایست سبب عقب ماندگی برخی از مناطق جهان نسبت به برخی دیگر ، و به همین قیاس ، عقب مانگی برخی از بخش های کشور نسبت به برخی دیگر از بخش های آن بشوند ؛ پس :

-         فضای جغرافیایی تا حدود بسیار زیادی قابل تغییر داده شدن است .

-         بر انسان اندیشه ورز است که فضای جغرافیایی یا به اصطلاح محیط زندگی خود را تغییر دهد .

-         تغییرات مورد نظر نباید جدا به جدا و به صورت پراکنده صورت گیرند بلکه نیاز به آن است که به صورتی منسجم و هماهنگ مدیریت و برنامه ریزی شده ( که همان آمایش سرزمین در مفهوم اولیه آن می شود ) ساز و کار بسیار مؤثر تری بیابند .

و آنگاه به انواع نقش شهرها در هر ناحیه اشاره می کرد ، و...

... و نهایتا" قبل از هر پیشگام دیگری ، این دکتر احسان نراقی بود که طی آموزش علوم اجتماعی بر تهیٌه مونوگرافی های ناحیه ای ، و قبل از توانایی انجام آنها به تهیٌه مونوگرافی های شهری و روستایی تاکید می ورزید : آنچه که امثال جلال آل احمد ، غلامحسین ساعدی ، سیروس طاهباز ، و... را به خود مشغول کرد ؛ و آمایشدان نیز به تهیٌه مونوگرافی ( دانشجویی ) شهر یزد اقدام کرد که بنا به بضاعتش در آن چندان موفقیتی نداشت .

دکتر احسان نراقی که با توجٌه به « روابط  جغرافیای انسانی و جامعه شناسی » به بحث « انسان ذی مسکن » یا به تعبیری دیگر « انسان در بوم خود » ؛ و نهایتا" ضرورت شناخت محیط طبیعی – جغرافیایی – انسانی – اجتماعی برای مدیریت و توسعه آن معتقد بود

(1) نگاه کنید به ص 2 از همان کتاب ؛ و قبل از همه همکاری نسبتا" گسترده وی با دکتر احمد فردید ، دکتر حسن حبیبی ؛ و آنگاه در سطوحی پایین تر دکتر باقر پرهام ، خاقانی ، جعفر ودیعی ، خسرو خسروی ، فیروز توفیق ، جواهری ، بنی صدر ، و...