انتخاب روش تولید

یک مرکز صنعتی، یا حتی تجاری و اداری تا آنجا که از لحاظ انجام وظیفه ممکن باشد در داخل یک محدودة هندسی که مرزهایی زمینی آن را مشخص می‌کند، از تعدادی از واحدهای مجزا از یکدیگر تشکیل می‌شود. این توزیع مکانی یا آمایشی موضوع نقشه‌ای است بنام نقشه‌ جامع (ماسترپلان یا نقشه کل یک مجموعه از ساختماان و بنا) که راه‌های حمل و نقل و امثالهم نیز بر آن ترسیم شده است.

از طرف دیگر این به اصطلاح واحدها نیز به سهم خود به واحدهای تولیدی (که وظیفه تهیه و تولید محصولات برای مشتریان را برعهده دارند) و واحدهای پشتیبانی (مرکز برق، شوفاژخانه، پایگاه هوای فشرده، فروشگاه‌ها، و...) که واحدهای قبلی را به یکدیگر مربوط می‌کنند، تقسیم می‌شوند. این واحدها بین خود روابطی برقرار می‌کنند که خطوط اصلی این روابط در یک نمودار کلی منعکس می‌گردد. به علاوه، هر وقت لازم شود شیوة انجام وظیفه داخلی هر واحد توسط یک «نمودار تولید» (که بر آن علاوه بر ماشین‌آلات اصلی، ارقام کمی و کیفی تشکیل دهنده چرخه تولید درج شده است) تشریح می‌شود.

تهیه چنین نموداری تخصص «مهندسی طراحی» را تشکیل می‌دهد؛ و در پاره‌ای از مواقع حاصل تجربیاتی قبلی است که غالباً در مقیاس کوچک «واحد صنعتی راهنما» (برای آزمایش اولیه) صورت گرفته است. در این مرحله سعی می‌شود عوامل زیان‌آور محیط‌های کاری، به ویژه‌ گروهی که احتمالاً در بروز حوادث و بیماری‌های ناشی از کار نقشی خواهند داشت کشف و مورد پیشگیری قرار گیرند.

در مجموع، برای این که چنین نمودارهایی کاملاً قابل استفاده باشند از یک طرف با خصایص مربوط به هر یک از ماشین‌هایی که در نمودار آمده‌اند، یا آمایش و به اصطلاح مکاندهی محل به منظور حراست از مجموعه مرکز صنعتی، و از طرف دیگر با نمودارهای دستورالعملی که طریقه انجام هر کار را تعیین کرده است و طریقه عمل چرخه تولید را توصیف می‌کند، مجموعه نمودار کلّی و نمودارهای تولید، و نیز اسناد تکمیلی و نهایتاً ترسیم کلی جریان تولید Flow – Sheet
که مطالعات مکاندهی براساس آن صورت می‌پذیرد تکمیل می‌شود.

غالباً عوامل زیان‌آوری که به بروز حوادث و بیماری‌های ناشی از کار می‌انجامند به مکان خاص کار (که مفهومی غیر از «محیط» دارد و از نظر تخصصی جزیی از «فضای داخلی» شناخته می‌شود) مربوط می‌گردد. اما پیشگیری یا به اصطلاح بهداشت آنان منوط به بحث «بهبود روش‌ها» می‌شود.

اصولاً مهم‌ترین مواردی که یک کار نیازمند مطالعة بهبود روش می‌شود عبارت است از:[4]

- تقسیم نامعقول کار بین کارگران

- عدم استفاده از ظرفیت کامل ماشین آلات و تجهیزات

- وجود مناطق کاری که از درجه ایمنی کمتری برخوردارند.

- وجود نارضایتی کارگران

- عدم مطلوبیت روش انجام کار

تقسیم نامعقول کار و نارضایتی کارگران غالباً حاکی از تبعیضی است که ابتدا به مسائل روانی نزد کارگر و آنگاه به آسیب‌های جسمانی وی می‌انجامد. پیشگیری از اختلالات روانی حاصل از این گونه مسائل و نگهداری سلامت عاطفی کارکنان در زمرة اقداماتی است که بر عهدة بخش بهداشت روانی قرار می‌گیرد. تبعیض در کار، به ویژه سبب تیرگی روابط کار بین کارگر و کارفرما از یک طرف و کارگر و کارگر از طرف دیگر می‌شود و مسمومیت حاصل از چنین فضایی در قریب به اتفاق موارد به کم‌کاری و کاهش بهره‌وری می‌انجامد. حتی گاهی با منازعات و رفع عقده‌هایی که کارفرما از آن باخبر نمی‌شود خسارات جبران ناپذیری به سرمایه و تأسیسات وارد می‌شود. به علاوه، امروز ثابت شده است که نورزها و پسیکوزها فقط منجر به کسانی که ببیش از توان خود کار می‌کنند نیستندوبین کسانی که باکم بهادادن به توانایی وتخصصشان کارپست تری به انان ارجاع می شود نیز رواج می‌یابند. این نورزی‌ها و پسیکوزی‌ها همچنین می‌تواند حاصل از کمبود فضای کار، هوای آلوده، صدای بیش از حدّ، یا حتی رنگ نامطلوب در و دیوار باشد... و به این ترتیب بهداشت روانی اهمیتی بیش از پیش می‌یابد.

جامعه صنعتی[5] با تمام ارتباطی که می‌یابد جز در خصوص حاصل ناکامی‌های اجتماعی بحث نمی‌کند. حال آن که روان‌شناسی اقتصادی[6] و به خصوص روانشناسی[7] کار با ذکر «بهداشت و شرایط کار» که خود به فضای داخلی و فضای خارجی کارخانه بسط می‌یابد عوارض چنین مسائلی را به خوبی خاطر نشان کرده‌اند.

مهم‌ترین مسأله در این بخش فضاهایی است که از ایمنی کمتر و بنابراین احتمال خطر بیشتری برخوردارند و جز با تغییرات و تعمیرات ساختمانی فضای کار قابل اصلاح نیستند. با این همه، مسائلی چون کمبود فضا که غالب صنایع مهم در شهرهای بزرگ را دچار خود ساخته است بیشتر به محل استقرار کارخانه مربوط می‌شود که بخش‌ اساسی بهداشت مرتبط با فضا را تشکیل می‌دهد.