نمایی از شهر یزد 

آنچه در اواسط دهه 1350 ، و مشخصا" در بهار 1345 ، از رفتار تقریبا" تنها مؤ سسه تحقیقات اقتصادی اجتماعی ایران ، یعنی مؤ سسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران ، بر می آمد ؛ نیاز کشور و به خصوص شهرهای بزرگ آن به ساماندهی فضای اقتصادی – اجتماعی – فرهنگی بود که قبل از همه متوجه تاسیسات شهری ، آب و برق و تلفن ، و مسلما" حفظ و بهسازی و نوسازی و تغییر و تحول تاسیسات شهری ،مثل بازار و بازارچه ، سرا و تیمچه و مزار و مسجد می شد که مطالعات آن در بخش جامعه شناسی شهری مؤ سسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران ، به کمک فرانسویانی چون بسینیه و به ویژه پل ویی ، و استادانی چون دکتر غلامحسین صدیقی ، دکتر احسان نراقی ، دکتر محمد علی جمشید بهنام ، دکتر شاپور راسخ ، و... محققینی چون ابوالحسن بنی صدر ، حسن حبیبی ، و... متمرکز شده بود .

آن روزها مطالعات شهری و روستائی ایران به صورت بسیار بدوی آن ، یعنی مونوگرافی ، در تهران به صورت « مد روز » در آمده بود ؛ و از این رو نویسنده این وبلاگ نیز در آن زمان ، یعنی همان سال 1345 ، به تشویق و راهنمائی دکتر غلامحسین صدیقی به تهیٌه مونوگرافی شهر یزد اقدام کرد ؛ و در این مونوگرافی  به راهنمائی آن استاد بزرگ جامعه شناسی و برخی از محققین بخش های جمعیٌت شناسی ( که به عنوان دانشجوی محقق با آن همکاری میکرد ) ، و جامعه شناسی شهری ، بخشی را به تاسیسات شهری یزد اختصاص داد .