بدون شک و به درستی مدیریت فرهنگی آثار تاریخی و بافت قدیمی هر شهری برعهدة سازمانی مسئول در امور میراث فرهنگی است. اما همانطور که مشاهده می‌شود این مسئولیت در اموری صرفاً فیزیکی مثل مرمت و بازسازی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه کاملاً برعکس ، دارای جوانب بسیار متعددی از لحاظ اقتصادی ـ اجتماعی ـ‌ سیاسی و اداری است. فلذا همانطور که با مثال فرانسه در چهارچوب نگاهی به «تجربیات اجرایی و فنون به کار رفته در بافت‌های تاریخی ـ‌ فرهنگی سایر کشورها» مشاهده شد خواه ناخواه از تجربیات متخصصین جغرافیای شهری ـ باستان‌شناسی ـ انسان‌شناسی ـ جامعه شناسی ـ‌ اقتصاد ـ آمایش (ساماندهی) و برنامه‌ریزی استفاده می‌نمایند.

بی‌جهت نیست که بزرگترین جغرافیدانان فرانسه نظیر پل کلاوال( 18) و ژاکلین بژوگرنیه بر جنبه‌های معنوی شهر تأکید و تکیه کرده‌اند. روش‌های دقیق مطالعات توصیفی بناهای تاریخی و به طور کلی بناهای تشکیل دهنده بافت قدیمی شهری را تقریباً اکثر باستان‌شناسان چون ماری سالومه لاگرانج برعهده گرفته‌اند؛ شناخت فرهنگ تاریخی و سنتی شهر به ویژه در ارتباط با کالبد فیزیکی آن را انسان‌شناسان انجام داده‌اند؛ و وقتی ریمون لدور یکی از مشهورترین جامعه‌شناسان شهری فرانسه می‌نویسد: «شهر یک جامعه است» و به عبارتی صریح‌تر «یک شهر فقط به ساختمان‌ها و معابر و حتی وظایف خود ختم نمی‌شود ، بلکه مجموعه‌ای از افراد است که بین خود روابطی برقرار کرده بنابر آن روابط زندگی می‌کنند ( 19)» در واقع حوزة عمل خود در شناخت روابط اجتماعی و فرهنگ کنونی شهر را مشخص کرده است. جامعه‌شناسی و اقتصاد شهری شاید کمتر از معماری و شهرسازی و باستان‌شناسی و انسان‌شناسی به میراث فرهنگی مربوط گردند، امّا همین که مسئلة «توسعة شهری» مطرح می‌شود از بزرگترین وظایف اصولی را برعهده می‌گیرند. آمایش یا ساماندهی شهری هم اکنون در کشورهایی نظیر فرانسه محل جمع‌بندی تمامی فعالیت‌هایی است که در راه برنامه‌ریزی شهری و از آن جمله برنامه‌های مربوط به بناها و بافت تاریخی صورت می‌گیرند . نهایتاً اگر قبول کنیم که «فضای شهر حال بازگوی شیوة زندگی مردمی است که از سال‌ها قبل در آن زندگی می‌کنند( 20)» باید بپذیریم که ابنیه و بافت‌های شهری نیز به تمامی محققین و دانشمندان امور شهری مربوط می‌شوند.

 

مدیریت میراث فرهنگی بسیار مهم‌تر، پیچیده‌تر و گسترده‌تر از آن است که به یک یا چند قلمرو محدود خلاصه شود و طبیعی است که در هر جنبه و از هر جهت استفاده از نظریات و عملیات علوم متعددی را ضروری ساخته است.

 

این استفاده قبل از هر چیز مربوط به مبانی و پایگاه‌های نظری حاکم بر فعالیت‌های مربوط به تمام امور و مسایل میراث‌های فرهنگی است.