برخی از مطالعاتی که در این خصوص انجام گرفته‌اند قصد به تفکیک امور مسائل فرهنگی و از آن جمله امور ابنیه و بافت‌های تاریخی با امور و وظایف شهرداری داشته‌اند (16)؛ چرا که مثلاً در شهری در یک کشور غربی هزینه‌های یک اثر تاریخی برعهدة انجمن شهر و نهایتاً شهرداری است؛ نگهداری، مرمت و بازسازی آن به وزارت فرهنگ محول شده است؛ نوع مرمت و بازسازی به نظر وزارت شهرسازی نیز مربوط می‌شود ؛ در استفاده از آن دانشگاه‌ها و بخصوص دانشکده‌های معماری سهیم‌اند؛ اما وزارت جهانگردی نیز شرکت دارد، و...

 

علاوه بر شهرداری، سازمان‌های دیگری نیز در ادارة آثار تاریخی شهرها موظف و با مدیریت

خاص آن (در ایران: سازمان میراث فرهنگی) همکاری می‌نمایند.

 

و به این ترتیب است که شورای شهر و شهرداری تأمین هزینه‌های امور فرهنگی و از جمله هزینه‌های حفظ مرمت و احیاء و ساماندهی آثار و ابینة تاریخی و به طور کلی بافت تاریخی شهر را برعهده دارند. وزارتخانه‌های متعددی هر کدام برحسب تخصص و وظیفة خود بر این امر نظارت دارند یا از آن استفاده می‌برند؛ اما مدیریت آن برعهدة مسئولین فرهنگی کشور (سازمان میراث فرهنگی) است . مجملی از تجربیات برنامه‌ریزی شهری و توسعة بناهای تاریخی شهرها به صورت خود به خود و در هماهنگی با سایر پدیده‌ها و مراکز فرهنگی که توسط یکی از مراکز تحقیقاتی پاریس منتشر شده است نشان می‌دهد که توسعة شهری می‌تواند به آرامی و هماهنگی در جوار توسعه فرهنگی و به ویژه توسعة امور مربوط به بافت و بناهای تاریخی شهر حرکت کند (17).