سیاست‌های فرهنگی و شهری باید ترسیم و تکمیل شوند. حفظ و حراست بناهای بزرگ تاریخی کافی نیست. بلکه بافت قدیمی شهرها، یعنی محیط فیزیکی ـ اجتماعی ـ فرهنگی آنها (که شاید جوانب فرهنگی‌تری نسبت به خود بناهای بزرگ داشته باشد) نیز مهم است. مسئولیت حفاظت‌ها، مرمت‌ها و بازسازی‌ها از نظر تأمین منابعی که به شدت ناکافی می‌نمایند از یک طرف،و بهره‌وری هرچه بیشتر از این همه میراث گرانبها از طرف دیگر، باید مشخص یا مشخص‌تر شود. وظیفة شهرداری‌ها چندان مشخص نیست. تأمین مالی و حراست عمومی دو مسئلة اولیه‌اند. سایر سازمان‌ها نیز شریکند، و از این میراث بهره‌مند می‌شوند.

مدیریت، متمرکز است، و این بار را سازمان میراث فرهنگی به تنهایی به دوش می‌کشد. امّا قاعدتاً این تنهایی به همکاری و مشاوره‌های علمی سرایت نمی‌کند: جغرافیای شهری ـ باستان‌شناسی ـ مردم‌شناسی ـ جامعه‌شناسی ـ اقتصاد ـ آمایش یا ساماندهی ـ و برنامه‌ریزی و فنون توسعه نیز هر کدام نقش‌هایی ایفا می‌کنند.

چرخة موجود بازخوردی اصولی دارد: اصل بر مطالعات است؛ و ضرورت بر همکاری است. مردمی بودن شهر و تاریخ و فرهنگ و حوزوی بودن مطالعات آنها، به همة تخصص‌ها در همة رشته‌های مربوط و همة فعالیت‌های سازنده نیاز دارد. پس پیشنهاداتی در پنج محور ارائه می‌دهد: خدمات مطالعاتی ـ تدارکات اداری ـ مطالعات میدانی ـ مدیریت ابنیه و بافت شهری ـ و فعالیت‌های عملیاتی.