سیستم سیاسی ـ اداری دولت

توسعه وبقاء در هرسطح کشور  ازجمله درسطح ناحیه مستلزم خدمت است که بنا بر نظریه سیاسی دیوید استون موجبات بقاء وتوسعه نظام حاکم ومدیریت محلی رافراهم می اورد

پس: هدف اصلی دولت وازجمله مدیریت محلی عبارت است از تغییر و تحول وضع موجود به سوی وضع مطلوب به منظور بقاء خود اما هر تحولی دارای مفهومی مثبت نیست.

                                          سیر قهقرایی

تحول                 تغییر

                                          پیشرفت

از آنجا که درجهان پیشرفته صنعتی، اقتصاد به عنوان اساس پیشرفت، و صنعت به عنوان اساس اقتصاد معرفی شده‌اند معمولاً صنعت محور برنامه‌ریزی‌های دولتی ،ناحیه ای ،شهری ،و... قرار گرفته وزارت صنایع ومعادن و سایر سازمان‌های صنعتی دارای مهم‌ترین نقش‌ها در پیشرفت کشورهای مختلف بوده‌اند:

غالباً صنعتی کردن کشور (که خود به شهرنشین کردن اکثریت جمعیت کشور ختم می‌شود) و بنابراین هر یک از نواحی آن، به عنوان بهترین راه رسیدن به مهم‌ترین اهداف اقتصادی یک جامعه، کشور و دولت حاکم بر آن معرفی شده است. یعنی هدف‌هایی چون گسترش ـ تولید ـ سود ـ‌ و بالاخره پیشرفت. اما نهایتاً هیچ یک از این اهداف مهم و عالی (گسترش، تولید، و...) که معمولاً از راه محوریت صنعت طلب می‌شوند و اساس تقاضاهای جامعه را برآورده می‌سازند نمی‌توانند به مفهوم تمام وظایف مدیران دولتی ،چه درسطح کشور وچه درسطح ناحیه ومحل در انجام وظایف خود باشند.

تحلیلی ساده از این اهداف، می‌تواند روشنگر موضوع، چه در محدوده‌ی کشور و چه در محدوده‌ی ناحیه، باشد: