پیشگامان برنامه ریزی و سازماندهی در ایران ؟

برنامه اقتصادی - اجتماعی - فرهنگی ایران در زمان دولت احمد قوام (6)


  گذشته ازادعاهای برخی ازافراد مدرکمند و عالیمقام امٌا کم سواد ، بی خبر ، و به خصوص متوهٌم در امر برنامه ریزی کشوری ، هیچگونه برنامه حقیقی جامع ( plan ) اعم از « برنامه متمرکز » یا « برنامه ارشادی » تا سالهای نخستین پس از جنگ جهانی دوٌم ( 1945 - 1946 میلادی / 1324 - 1325 خورشیدی )در ایران وجود نداشته  است. نیز صرفنظر از « برنامه متمرکز » و مارکسیستی - لنینیستی - استالینیستی اتحاد جماهیر شوروی (سابق) ، تازه در کشورهائی چون فرانسه ، انگلستان ، و هندوستان شروع به تهیه و تدوین برنامه جامعِ « نیمه متمرکز - ارشادی » کرده بوده اند ؛ و قبل از آن آنچه که در ایران و اکثر قریب به اتفاق کشورهای جهان وجود داشته است این یا آن برنامه عملیاتی ( programme ) در باره تعلیم و تربیت ، بهداشت ، و به خصوص ساخت و سازهای عمرانی  بوده است . از جمله برنامه عملیاتی درمورد هزینه - در آمد کشور و در آمدهای مالیاتی که به شدت با خواستها و تمایلات باصطلاح بازاریان در تقابل قرار داشته است . تجٌار و کاسبکاران ایرانی ، به ویژه پس از شهریور 1320 و ایجاد نوعی ضعف یا حتی خلاء قدرت مسلط در اخذ مالیات حَقٌه ، پرداخت مالیات به دولت را به نوعی باج و خراج  و خلاف احکام اسلامی تلقی می کرده اند و به خصوص ثروتمندان آزمند و طامعین نا آگاه آنان ، سعی داشته اند به هرترتیب و به کمک دو قشر دیگر از جامعه که از کنار آنان بهره هائی می برده اند ، به خصوص لوطیان و لوطی مسلکان ،  از پرداخت حتی بخش ناچیزی از مالیات حقیقی خود به هر قیمت ، حتی به قیمت شورش هائی هماهنگ به بهانه های مختلف ، مجروح ساختن ماموران اخذ مالیات و چه بسا ترور و ترعیب آنان ، خود داری کنند .
در نتیجه چنانکه نقل شده است اکثر سیاستمداران و دولتمردان از پذیرش پست های مسؤولیت در وزارت دارائی خود داری می ورزیده اند . برنامه بدون بودجه ، بدون در آمد کافی ( که در آن زمان درآمد فروش نفت قابل توجه نبوده است ) ، و نهایتا" بدون اخذ مالیاتِ معقول ، راه به جائی نمی برده است ؛ و تا آنجا که اسناد و مدارک نشان می دهند تا آن دوره هیچگاه یک برنامه جامع حقیقی ، یا حتی نسبتا" ناقص ، و نه کاملا" ناقص و ناشیانه ،  نوشته نشده است .
گذشته ازنام و نشان اعضاء هیئت عالی برنامه (1) امروزنامی از اجداد وظیفه شناس ، مردمدوست و زحمتکش ما که در کار حقیقی برنامه ریزی ( planification ) و قاعدتا" در وزارت دارائی دهه های 1320 و 1340 ، و شاید تا حدودی در نخست وزیری اشتغال داشته پیشگاه بوده اند ، و بلاشک اهل پروپاگاند شخصی و شهرت طلبی و سوء استفاده در این راه نبوده اند ؛ نیست (2) .
امٌا دشواری انجام وظیفه اجداد پیشگام در برنامه نویسیمان از آنجا مشخص می شود که ایران ، به درستی ، از تقلید از برنامه متمرکز اتحاد شوروی اباء داشته است ؛ و در خصوص برنامه نیمه متمرکز ارشادی که شاید در نظر داشته است نیز حتی پبشرفته ترین کشورهای صنعتی جهان چون انگلستان ، فرانسه و ایتالیا ، صرفنظر از رهنمود هائی نظری که از یک اقتصاددان بلژیکی یا چند کارشناس فرانسوی وجود داشته است تقریبا" در نقطه صفر و آغاز راه بوده اند .  
(1) که آنهم به نظر می رسد برخی به هر منظوز سعی در تحریف حقایق داشته نام خاصی را در ردیف این نام ها قرار می دهند یا با توصیفاتی نسبتا" کمیک چون اینکه فلان نامه یا گزارش را فلان کسی نامه رسانی کرد و نظایر آن ( حال آنکه همان فرد نامبرده در همان تاریخ اصولا" در تهران نبوده است ) .
(2) و احتمالا" همین امر علت یا معلول آن است که عوامفریبان و ایادی ایشان یا محسنات اجداد زحمتکش ما را بنا به اغراض سیاسی به پای معایب مامورانی خارجی بنویسند و یا چنین افتخاراتی را عملا" منحصر به خود بدانند  و نامی از بنیانگذاران اصلی برنامه ریزی در ایران ، حتی مدیرانی چون قوام ، امینی ، زیرکزاده ، زنگنه ، سحابی ، مشرف نفیسی ، و ... در ادبیات برنامه ریزی یا نباشد و یا به قدر استحقاق خود نباشد .