فتح بازاریان طرفدار « لسه - فر » و آزادی قیمتها ، و کارمندان تمامیت طلب و قانونگریز
 در برابر
« حساب و کتاب » کشوری پروفسور دکتر میلسپو
علاوه بر مسئله ی اساسی فقدان استقلال سیاسی ایران در جامعه جهانی ، و موانعی که ، در حالت غیر جنگی آن زمان ، روس و انگلیس می توانسته اند برای آن فراهم آورند ، و بنابر این هر برنامه یا نقشه ای اقتصادی میبایست با موافقت ضمنی آنان بوده باشد ، کشور با شروع جنگ جهانی دوم در 9 شهریور 1318 خواه ناخواه تحت تاثیر جنگ و مصائب عدیده آن قرار گرفته است ؛ به خصوص که اقتصاد آن در عمل ، تا حدودی زیاد ، تحت تاثیر اقتصاد آلمان قرار داشته است . جنگ ، حشکسالی ، از کار افتادن برخی از صنایع به دلیل نرسیدن قطعات یدکی و گاه مواد اولیه ، به خصوص خیانت سوداگران بازاری و خرده فروش ایرانی که همیشه در مصائب ملٌی به هر بهانه و با هر پشتیبانی ، فرصت طلبی کرده بر علیه مردم به ثروت اندوزی پرداخته اند ایران را به بحرانی اقتصادی کشانیده است که در جائی قحطی 1321 - 1324 نیز نامیده شده است .
بنا به مقاله ای در یکی از سایت های معتبر :
 ابتدا قند ، شکر ، قماش ( که بعدا" جیره بندی شده اند ) و غلات نایاب شده است . .. و با تقلب بازاریان وبالاگرفتن قیمتها و کاهش قدرت خرید ملٌت ،  زد و خورد مردم با یکدیگر ، بیماریها و مرگ و میر ( حتی بر اثر گرسنگی ) نیز افزایش یافته است . با تعطیلی برخی از صنایع و اجحاف بازاریان ، قاچاق افزایش یافته رشوه و پارتی بازی رایج تر شده اند . وقت مردم جهت دریافت کوپن و جنس آن به هدر می رفته است ؛ و انگلوفیل ها لابد با تجربه سیستم کوپن در انگلستان در حال جنگ در توزیع کوپن و جنس آن در سازمانهای تحت نفوذ خود چون شرکت نفت انگلیس و ایران و چه بسا بانک ملی ایران موفق تر عمل می کرده اند .
احمد قوام ، نحست وزیر وقت ، به منظور نجات مردم از این بلبشو ی حاصل فرصت طلبی کاسبکاران و حمایت عملی کارمندان رشوه گیر و پارتی باز از آنان در برابر مردمی به ستوه آمده ، پروفسور دکتر میلسپو را به منظور استقرار نظمی که قبلا" لیاقت خود را در آن باره نشان داده بوده است ، به استخدام دولت ایران در آورده است غافل از آنکه کار بسیار بسیار سخت تر از دوره سابق بوده و میلسپو توقع همکارانی بیشتر و تجهیزاتی فراتر و دستمزدی بالاتر یا بسیار بالاتر داشته است .... و سیاستمداری مجرب و قابل چون احمد قوام ( و اکثریت سایر سیاستمداران و دولتمردان مگر برخی از روسگرایان چون محمد ساعد مراغه ای ) چاره ای جز توسل به تجربیات و قابلیت های میلسپوی اجنبی نمی دیده اند .
 میلسپو وگروه وی از 9 بهمن 1321 به تدریج وارد ایران شده تحت فشار اتهامات و کارشکنی های انگلوفیل های بازار و در دستگاه دولت مشغول به فعالیت شده اند ؛ امٌا آنان نیز به نظر می رسد  که خالی از خطا نبوده اند و باتوجه به خقوق های گزافی که می کرفته اند و لابد تحت تاثیر سعایت یا افشاگری ها و تبلیغات منفی کاسبکاران و کارمندان عالیمنصب ایرانی مزبور در خصوص مختل کردن بازار آزاد ، افزایش نرخ تورم ، و... از یک طرف ، و روسگرایانی چون محمد ساعد مراغه ای از سوئی دیگر ، در 19 دی 1323، توسط مجلس شورای ملی ( و نه دولت ... ) از منصب خود خلع شده اند ؛ و خالی از جنبه توجیه یا عدم توجیه کار آنان ، یکبار دیگر بازاریان سوداگر وبه کمک کارمندان سودجو نشان داده اند که از هرگونه کنترل و نظارتی ، اعم از این که در چارچوب یک برنامه باشد یا نباشد ، بیزارند .
به تعبیری دیگر برنامه های میلسپو در عمل برنامه های احمد قوام که چند مرتبه به مقام نحست وزیری رسیده است ، بوده اند .
و الٌا در آن زمان صرفنظر از برنامه ی نسبتا" نامرئیِ  مالی - بودجه ای میلسپو مسلما" پروگرام های پروژه ای در ایران شناخته شده و مقبول بوده اند به اضافه ی اینکه اکثر دولت ها ، به خصوص دولت هائی مثل دولت علی سهیلی ( نوچه تقی زاده و انگلوفیل ) که تحت عنوان عضویت حزب پیشرفت فعالیت می کرده اند به اینگونه اصول اعتقاد بیشتری نشان می داده اند .