ابو الحسن ابتهاج

دربرنامه ریزی اقتصادی ایران ( و نه برنامه ریزی توسعه ) نمی توان به سادگی از نام ابوالحسن ابتهاج ، مبدع یا مآمور ، صادق و خادم یا سیاستمدار ، عبور کرد . وی بنام خاطرات خود آورده است :
« من از سالها پیش  یعنی درست از همان زمانی که در شرکت های دولتی با علاء کار می کردم ، عقایدم را در مورد مشکلات اقتصادی ایران با او در میان می گذاشتم و تاکید می کردم که تا زمانی که برای کارهایمان نقشه ای نداشته باشیم وضع مملکت درست نخواهد شد . اصولا" زمانی که در بانک شاهی بودم تا روزی که در سازمان برنامه شروع به کار کردم بیش از سی سال در فکر برنامه ریزی برای اصلاح وضع اقتصادی و اجتماعی ایران تاکید می کردم . چون معتقد بودم که کشوری مانند ایران با امکانات مالی و نیروی انسانی محدود و اختیارات نامحدود باید دارای برنامه باشد ... من افکار و عقایدم را برای علا تشریح می کردم ...چندی بعد روزی به دفتر من آمد و گفت اعلیحضرت نظر شما را نسبت به لزوم داشتن برنامه قبول کردند . » (1)
حسین علاء و ابو الحسن ابتهاج هردو از کارمندان سابق انگلیسی ها ، هردو بانکی ، و هردو با توجه به اختلاس های عظیمی که در طرح های عمرانی راه آهن ساخت سدٌ ، ساخت بندر ، و... تا کارخانه های قند و غیر از آنها ممکن بود متوجه منافع جنبی پست های اقتصادی دولتی شده بودند .
حسین علاء ، از احفاد میرزا آقاخان نوری ( که تابعیت انگلیس را پذیرفته بود ) ، مردی زیرک ،  چنان که گفته اند با تکیه بر استعداد میراثی و تجارب وکالت دادگستری در انگلستان ، قادر به مجاب کردن حتی رضاخان و باز حتی بر علیه اعتقادات اکثر مردم کشور ، بوده است ( چنانکه به شهادت تاریخ هدف شماره ی یک نواب صفوی قرار گرفته است ) .
مردم درگیر و دار بازی های جهل و عقب ماندگی کلاه یک لبه و کلاه تمام لبه ؛ و آنهم نهایتا" به نفع چند نفر کاسبکار طمٌاع ، و واکنش امثال شیخ بهلول در برابر آن در مشهد ، بوده اند .


(1) . ابتهاج ، ابوالحسن (1371) . خاطرات ابو الحسن ابتهاج . تهران : علمی .
* به نظر می رسد که مطالب این خاطرات اگر چهل سال قبل از آن در زمان حیات امثال حسین علاء منتشر می شد تفاوتهائی اساسی مینمود .