سید حسن تقی زاده

کمیسیون اقتصادیات مجلس شورای ملٌی (1303 خورشیدی )
در اواخر سلطنت احمد شاه ، در زمان رئیس الوزرائی رضاخان که ، به شهادت مطبوعات آن زمان ، فکر برنامه ریزی بین نخبگان ایرانی ، نمایندگان ملٌت ، و دولتمردان اوج گرفته مجلس پنجم قدرتی نسبتا" مسلط داشته است ، نخستین نهادمرتبط با  برنامه ریزی ایران ، گرچه در واقع سیاستگذاری ، تحت تاثیر این افکار و در بطن دموکراتیک ترین نهاد کشوری شکل گرفته به سازماندهی می رسد :
« به خاطر هماهنگی در تنظیم برنامه های اقتصادی و عمرانی مملکت در مجلس کمیسیونی به عضویت هفت نفر از وکلاء به ریاست تقی زاده به نام کمیسیون اقتصادیات تشکیل شد که اوٌلین کار آن تنظیم برنامه دراز مدت برای امور راه سازی و پیشنهاد مالیات های جدید برای انجام این برنامه ها بود . » (1)
با توجه به نوشته های میلسپو *، بسیار بعید به نظر می رسد  که وی بیش از ایرانیانِ عضو کمیسیون اقتصادیات ، تخصصی در امر برنامه ریزی داشته باشد ؛ و اصولا" کار کمیسیون  تقریبا" فقط در امور سیاستگذاری اقتصادی ( و نه آنچنان توسعه ) و تعیین کلٌی اهداف مربوطه بوده است ؛ به اضافه ی این که تمرکز تفکرات اقتصادی کشور نیز هرگز فقط در این کمیسیون نبوده است ؛ و مسلما" تحت تاثیر متفکران و صاحبنظرانی که در نمایندگی مجلس نبوده اند نیز قرار داشته است :
فعالیت های این کمیسیون  نمایانگر آغاز سنت تشکیل نهادهائی بود که بیرون از مجلس و هیئت وزیران و در جهت گسترش توسعه اقتصادی فعالیت می کردند (2)
بنابر این مثلا" شرکت یک مامور آمریکائی چون میلسپو در برخی از جلسات کمیسیون مسلما" در حد ٌ امور مربوط به وظیفه ی خود بوده است و هرگز نمی توانسته است بر اراده افرادی چون سید حسن تقی زاده ( به اصطلاح : آنگلوفیل ) که در داخل مجلس بوده است ؛ و بزرگانی چون شهید سید حسن مدرس و احمد قوام ، که در خارج از مجلس بوده اند ، آنچنان تاثیر گذار باشد .
اهداف معمول کمیسیون اقتصادیات
- استقرار امنیت اقتصادی که از زمان مشروطیت و به بهانه ی انقلاب ، مورد سوء استفاده ی برخی از ایلات و عشایر ، دولتمردان ، سیاستگران و بازرگانان قرار گرفته بود .
- تسهیلات حمل و نقل
- شوسه کردن راهها
- توسعه کشاورزی
در عمل ، برخلاف آنچه که برخی در واقع غیر متخصصان مدعی شده اند یک « برنامه توسعه » وجود نداشته است **؛ حتی آنچه که وجود داشته است « برنامه اقتصادی » نبوده به « سیاستگذاری اقتصادی » ئی شباهت داشته است که در واقع به یک برنامه ریزی بخشی اقتصادی نیز ختم نمی شده است .
نخستین برنامه ریزی بخشی در ایران شاید فقط در بخش صنعت توسط مهندس علی زاهدی در سال 1310 تدوین شده باشد .
(1) . میلسپو (1356) . ماموریت آمریکائی ها در ایران . ترجمه حسین ابوترابیان . تهران : پیام .
* متاسفانه اختناق نویسندگان ایرانی تحت سلطه خانزادگان عشایری و روستازادگان ، و امثال آنان سبب شده است که متکی به نوشته نویسندگانی خارجی شویم که مسلما" در ارتباط با ایران به خود بزرگنمائی پرداخته اند و از همان هرودوت نمی توان ، بدون ارزشیابی کافی منابع و مآخذ مربوط ، کاملا" به نوشته های ایشان اعتماد داشت .
(2) . آوری ، پیتر (1377) . تاریخ معاصر ایران . جلد دوم . ترجمه محمد رفیعی مهرآبادی . تهران : عطائی .
** « نیم دانش دست او را بسته کرد - او نمیدانست و خود را خسته کرد » .مولوی