اوٌلین قدم ساماندهی سرزمین ، اعم از این که این سرزمین یک کشور ، یک ناحیه ، یک شهر یا یک روستا باشد ؛ « مطالعات وضع موجود » در چارچوب جغرافیا و طبیعتا" شناخت مسائل موجود یا به اصطلاح مسئله یابی است .

برخی از مسائل ، به حدٌی شناخته شده اند که به قول عموم مردم اظهر من الشمس می باشند . مثلا" ، لااقل در ایران ، « کم آبی و خشکسالی » اگر مهم ترین مسئله آمایشی نباشد بیگمان یکی از مهم ترین مسائل ساماندهی غالب محل ها را تشکیل می دهد .

امٌا بین شناخت مردم از این مسئله با « شناخت علمی » تفاوت هائی بسیار زیاد وجود دارد ؛ و باز روش این شناخت در مطالعات آمایش سرزمین از روشهای مطالعاتی سنٌتی آن و ضوحا" متمایز است .

مثال :

در سال 1335 ، سیلی عظیم مناطق وسیعی از روستای کوهستانی یزد ، و از آنجمله روستای باقی آباد ، که نگارنده این سطور در سنٌ یازده سالگی در آنجا حضور داشت ، را فرا گرفت . سقف مسجد آسیب دید ، برخی از لوازم زندگی آن روز چون کبریت و نفت و... کمیاب شد ، راه روستا به نحو چشمگیری تخریب شده بود ، قنات از آب دادن باز ایستاد ، و به اصطلاح محلی ها کور شد . مردم روستا حتی آب آشامیدنی نداشتند که آن را از روستای حسین آباد می آوردند .

حیاتی ترین مسئله چه بود ؟  

نه تنها در آن شرایط بلکه اصولا" اگر ما مسائل آمایشی را به مسائل اصلی و فرعی ، و مسائل اصلی را نیز به مسائل عمومی ، مسائل اساسی ، و مسائل حیاتی تقسیم کنیم آمایش می بایست از مسائل حیاتی و آن نیز از آمایش آب ( قنات روستا ) شروع شود .