مطامع شخصی و مقابله با هموطن داخلی به جای دشمنان خارجی -

 

تحولی اساسی که در مدیریت استراتژیک ، و مدیریت اجرائی کشور ، ایجاد شود طبیعتا" به مدیریت برنامه ریزی و بودجه ؛ و بنابر این شیوه برنامه ریزی و بودجه کشور سرایت می کند و برعکس .

تحولات سالهای 1340 – 1345 را برخی قبل از هر چیز تحول مدیزیت و برنامه ریزی کشور از یک نظام انگلوفیلی به یک نظام آمریکو فیلی قلمداد می کردند  امٌا در آن دوره و ضمن این تحول ، تغییرات اجتماعی بنیانی تری در کشور صورت می گرفت که علاوه بر عادت ناپسندان مدیران نامشروع یا در واقع نا شایسته به « نظر به خارج » ، برونگرائی و برونجوشی ، به عقب راندن کسانی بود که به ظاهر با ورود آمریکا به جای انگلیس – روسیه ، عمدتا" با برونگرائی و نهایتا" استفاده از علوم و فنون و به خصوص شیوه های جدید و کارآی مدیریت ، و تبعیت از حقوق پیشرفته یا به تعابیر آنان « حقوق غربی » مخالف بودند ؛ به ویژه :

-         مالکان بزرگ یا فئودالها که نظام های جدید ، و اصلاحات ارضی ( در صورت صحٌت ) ، شهر نشینی و صنعتی شدن را عملا" بر علیه خود می پنداشتند .

-         - انگلوفیل ها ، مثل ابوالحسن ابتهاج و... ، که قبلا" در راس امور بودند .

-         معتمدین محلی و به طور کلٌی متنفذان محلی که دارای تفکراتی به شدٌت سنٌتی بودند ، و منافع خود را در حفظ سنن داشتند .

-         مدیران و کارمندان عالیمنصبی که جزء این سه گروه نبودند ؛ امٌا بنا به تجارب وتخصص ، حفظ موقعیت اداری خود را حق خود می دانستند ، به شیوه های انگلیسی که نهایتا" در خدمت استعمار و استثمار انگلیس بود عادت کرده بودند و « به مقاومت در برابر تغییر » می پرداختند ؛ یا آنچنان که لازم می نمود به خواست های آمریکائی تن نمی دادند .

در این شرایط ، در حالی که هنوز نیروهائی از طرفداران اتحاد شوروی هم برسرکار مانده بودند و در گیرو دار « حفظ مقام و موقعیت و کسب قدرت شخصی » ، افزارمندان دولتی چنان که در ایران زمان قاجار هم بوده است و خواهد بود چندان به مطامع نیروهای خارجی حاضر در کشور توجهی نداشتند ، و به جای دیدن دشمنان واقعی کشور ، تقریبا" فقط و فقط رقبای پست و مقام و موقعیت خود ، و حتی رقبای احتمالی و نزدیکان آن دو را می دیدند و در فکر براندازی آنان بودند ! ؛ و بزرگترین ابزارکار آنان نیز دسیسه چینی هائی بود که از زمان قاجاریان به جای مانده بود و رشد و توسعه یافته بود .

اسفبارتر از مبارزات نسبتا" برابر بین دولتمردان با گرایش های مختلف ، امٌا همگی در جهت منافع شخصی ، مبارزه برخی از این قدرتمندان با تازه واردین شایسته به دستگاه های دولتی بود که بیشتر به فرض وابستگی آنان به رقیب ، احتمال جانشین شدن آنان ، و حتی رفتار غیر متملقانه شان بود که نهایتا" هم از ساختار مدیریت و برنامه ریزی کشور طرد می شدند و غالبا" راه مهاجرت به خارج از کشور را پیش می گرفتند .ما به مسئله فرار مغزها معتقد نیستیم به نظر ما طرد کردن و فراری دادن مغزها یکی از مهم ترین و شاید مهم ترین مسئله مدیریت و برنامه ریزی کشور بود که توسط جاه طلبان طماع و در واقع خائن به ملت و مملکت صورت می گرفت .

یک تفاوت اساسی در مبارزات برسر « پست و پول » در دستگاه اداری ایران شاهنشاهی دهه های 1350 و 1360 با سایر مبارزات در ایران این بود که فقط بنا بر دسته بندی های نژادی ( عشایری ) ، مذهبی ، منطقه ای صورت نمی گرفت و در مقایسه با اینگونه مبارزات در جهان پیشرفته صنعتی مرام و مسلک و به طور کلی ایدئولوژی در آن چندان جائی نداشت ؛ بلکه عواملی متعدد و تقریبا" اصل « هرکس به فکر خویش است » هرج و مرجی عجیب در ساختار مدیریت و برنامه ریزی به وجود آورده بود .