هدف از مهندسی ارزش در ساخت و راه اندازی شبکه‌های آبیاری و زهکشی این است که با مهندسی لازم گزینه یا پروژه‌ای که چون سایر گزینه‌ها به هدف مطلوب می‌رسد امّا کم‌تر از سایرین هزینه‌بر است انتخاب شود (اوّلین گام در کاهش هزینه عمومی آب): درست مثل مسیر بحرانی در C.P.M آنگاه بحث ارزش در چهار رکن اساسی مطرح می‌شود:

-  ارزش استفاده از هر پروژه نسبت به کل هزینه آب‌های کشور

-  ارزش مطلوبیت پروژه نزد افراد ملّت، به ویژه رأی دهندگان

-  ارزش شرطی که اگر این مبلغ هزینه نشود (و کمتر هزینه شود)، این مقدار آب آماده برای مصرف نمی‌شود.

-  ارزش تبادلی، یا میزان درآمدی که از این سرمایه‌گذاری حاصل خواهد شد.

مفهوم کلّی این است که آیا وجهی که هزینه می‌شود به چه منظور است و آیا ارزش هزینه شدن را دارد؟

اولین بحث بهره‌وری منابع آب در هزینه یا به اصطلاح بودجه پروژه‌هایی نظیر سدسازی و ایجاد شبکه‌های آبیاری و زهکشی است.  قبل از هر عملی می‌بایست از هزینه‌ای اضافی جلوگیری شود؛ مثلاً موزاییک‌کاری یا حتّی نقاشی کانال‌ها به رنگ آبی (که گاهی از توصیه‌های سازمان‌های جهانگردی است) هزینه‌هایی اضافی محسوب می‌شوند. امّا اگر هزینه‌ای به خاطر استحکام کانال در برابر زلزله احتمالی صورت گیرد، اضافی به شمار نمی‌رود؛ چرا که «کاربرد کانال در درازمدت» در مدّ نظر مهندسی ارزش می‌باشد.

زمان مورد محاسبه طول عمر کانال‌ها و شعبات آنها بسیار مهم‌اند ـ گاهی زمان بازسازی را نیز از قبل محاسبه می‌کنند و آنگاه جزء مقررات دولتی مربوط (که در ایران در معاونت فنی سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور تحت عناوینی چون تدوین معیارها تهیه می‌شوند) در نظر گرفته می‌شوند. تاریخ انقضاء کاربرد هر جزء از شبکه آبیاری از قبل مشخص، و جایگزین ساختن آن به صورت مدوّن‌تر برنامه‌ریزی می‌شود.

پس از تعیین مشخصات زیربناهای لازم برای آبیاری، هزینه‌های لازم را فهرست می‌کنند آن گاه آن‌ها را به سه نوع واقعی، تخمینی (برآوردی)، سرمایه‌گذاری شده (رسمی) تقسیم می‌کنند؛ و از اینجا است که صرفه‌جویی و بهره‌وری آب شروع می‌شود. منتهی اصولاً به اقدامات کم هزینه توجهی نمی‌شود. گاه مهندسی ارزش برای یک اقدام کم هزینه ممکن است هزینه برتر از هزینه آن اقدام باشد. تکیه مهندسی ارزش براقدامات بزرگ و پرهزینه است.

روش کاهش هزینه پروژه‌های آبیاری که معمولاً فرایندی از بالا به پایین دارد می‌تواند به کاهش هزینه‌ای در حدود 5 تا10 درصد بیانجامد که در پروژه‌های بزرگ آبیاری و زهکشی مبلغی معتنابه می‌شود. هزینه‌کردن نه میلیارد یورو به جای ده میلیارد یورو و بنابراین صرفه‌جویی یک میلیارد یورویی مسلماً ارزش مهندسی ارزش را دارد. یافتن مبلغ کم‌ترین هزینه‌ای که ممکن است برای ایجاد یک شبکه بزرگ آبیاری، بدون کاهش کیفیت آن، انجام داد از هر نظر بسیار مهم است. از جمله از این نظر که کیفیت عملکرد شبکه نیز متضمن صرفه‌جویی معقول در مصرف یا به اصطلاح مصرف بهینه آب کشاورزی (و غیرکشاورزی: صنعتی، خدمات شهری و روستایی) است.

این موضوع که آیا اصولاً هرینه کلّی پروژه به صرفه است یا خیر به تحلیل‌های هزینه/فایده یا به صورتی جامع‌تر، داده/ستانده در امر مدیریت و برنامه‌ریزی کشور مربوط می‌شود که صرفنظر از «رشد اقتصادی» در مقابل کم‌ترین هزینه ممکن، رشد اجتماعی و فرهنگی یا به طور کلّی امر «توسعه» را در نظر می‌گیرند.
گاهی مقتضیات اجتماعی و فرهنگی، به ویژه مقتضیات سیاسی، به هزینه‌کردن غیرمنطقی (ضداقتصاد) به منظور جلوگیری از ایجاد بحران سیاسی، نارضایتی مردم و امثال آن‌ها می‌انجامد. امّا ضداقتصادی بودن‌های پنهان می‌تواند در صورت ابراز شدن به صورتی صریح و تحلیل برای عموم مردم، هم از هزینه‌های اضافی و به اصطلاح اسرافگرانه جلوگیری کند و هم مردم را نسبت به مصارف بهینه آگاه ساخته با «فرهنگ‌سازی» نتیجه‌ای عمومی بدست آورد: آیا صحیح است که به منظور آبرسانی به روستایی که مثلاً در مجموع بیش از 700 میلیون تومان قیمت ندارد (بهای زمین‌های کشاورزی ـ مسکن‌ها ـ تأسیسات عمومی ـ و...) یک میلیارد تومان هزینه شبکه آبیاری بشود؟ آیا صحیح است یک میلیارد تومان را که می‌تواند در منطقه‌ای حاصلخیز سرمایه‌گذاری و پس از مثلاً ده سال مستهلک شود در جایی سرمایه‌گذاری شود که طی یک قرن نیز معادل چنین مبلغی بازدهی نخواهد داشت؟

*

مدیریت منابع آب و در پی آن بهره‌برداری هرچه مطلوب‌تر از شبکه‌های آبیاری و زهکشی، زمانی به بهترین وجه تحقق می‌پذیرد که در سیستم مدیریت و برنامه‌ریزی کشور، به صورتی عملی و پیشرفته تدوین شود و با نظام توسعه جهانی هماهنگ گردد. هر نبود یا کمبودی در سیستم مدیریت و برنامه‌ریزی کشور خواه ناخواه به سیستم مدیریت و برنامه‌ریزی منابع، تأسیسات و مصارف آب سرایت می‌کند و از آن جا در جزء‌جزء اقدامات توسعه آب متجلّی می‌شود. چالشی که بدین ترتیب در مدیریت و برنامه‌ریزی توسعه آب ایجاد می‌شود با چالشی که بین سیستم و مردم بروز می‌کند و اسباب عدم مشارکت حقیقی آنان را فراهم می‌آورد قلمروهایی هستند که هر کدام به سهم خود مقتضی طرح در مقالاتی جدید می‌باشند.